اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )

245

خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )

مقاله پنجم در علاج : " شكستگي " ( Fracture ) ، و " كوفتگي " ( Contusion ) ، و " فشاردگي استخوان " ( Pressure ) بيرون آمدن 1 بندها از جاي خويش ( 1 / 284 ) هرگه كه از اين نوع آفتي رسد ، در حال ، فصد كنند ، اگر مانعي نباشد ، و اگر مانعي باشد ، محجمه بر برابر آن موضع نهند و خون را به ديگر جانب كشد ، و طبع را به حقنه نرم كند يا به آب ميوه ها ، و مثروديطوس دهند ، يا ريوند جيني اندر جلاب حل كنند ، و غذا ، كشكاب و اسفاناخ و ماش مقشر ، به روغن بادام . اما اگر " الم " به معده رسد ، سكنگبين ساده دهند با كهربا و بسد 2 از هر يك ، نيم مثقال ، و بگيرند : سيب پاك كرده و به گلاب پخته پنجاه درم ، گل سرخ ده درم ، مصطكي و آقاقيا و برگ مورد و سنبل از هر يك پنج درم ، كوزسرو و زعفران و صبر از هر يكى يك درم ، به آب لسان الحمل بسرشند و برنهند و ببندند . و اگر الم رسيده باشد ، بگيرند : ريوند جيني ده درم ، روناس ده درم ، لك 3 مغسول و طباشير از هر يك پنج درم بكوبند و ببيزند ، شربت يك درم 4 با سكنگبين ، و بگيرند : صندل سپيد و گل سرخ و بنفشه خشك از هر يكى پنج درم ، آرد جو سه درم ، زعفران يك درم ، كافور نيم درم ، به گلاب و روغن گل بسرشند و بر جگر نهند . و اگر حرارت كمتر باشد ، بگيرند : گل سرخ پنج درم ، مصطكي و سنبل و دارجيني از هر يكى دو درم ، برگ مورد سه درم ، لادن دو درم ، لادن به روغن خيري 5 حل كنند يا به روغن ياسمن و ديگر داروها بدان بسرشند و به كار دارند ، و ضمادى بكنند بدين صفت : اگر عضوي آزرده شده باشد بگيرند : حضض و مر و زعفران از هر يكى دو مثقال ، گل ارمني سه مثقال ، ماش مقشر بيست مثقال ، جمله را خرد بكوبند و ببيزند . و از اين جمله ، ده مثقال بگيرند و با آب برگ سرو